افزایش قیمت فراورده های لبنی

افزایش قیمت فراورده های لبنی

دبیر انجمن صنایع لبنی کشور افزود: هم احتمال افزایش قیمت لبنیات پس از ماه مبارک رمضان وجود دارد و هم ممکن است شرایط به‌گونه‌ای شود که نه تنها قیمت افزایش پیدا نکند بلکه با ارزانی این محصولات نیز مواجه شویم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، درمورد مباحث مطرح شده مبنی برافزایش قیمت لبنیات پس از ماه مبارک رمضان اظهارداشت: این موضوع به شرایط اقتصادی کشور، تورم وهزینه‌های تولید بستگی دارد. اگر رونق اقتصادی اتفاق بیفتد و تورم به ۱۰ الی ۱۲ درصد کاهش یابد، افزایش قیمت منتفی است.

دبیرانجمن صنایع لبنی کشورافزود:هم احتمال افزایش قیمت لبنیات پس از ماه مبارک رمضان وجود دارد و هم ممکن است شرایط به‌گونه‌ای شود که نه تنها قیمت افزایش پیدا نکند بلکه با ارزانی این محصولات نیز مواجه شویم، بنابراین بسته به شرایط موجود وضعیت متفاوت خواهد بود.

وی با اشاره به اینکه امسال افزایش قیمت چندانی در لبنیات اتفاق نخواهد افتاد، گفت: به طور متوسط امسال فراورده‌های لبنی حداکثر ۵ درصد گران می‌شوند، ضمن اینکه ممکن است کالایی اصلا گران نشود و کالایی دیگر ۱۰۰ درصد با افزایش قیمت مواجه شود.

داعش هتل خود را افتتاح کرد +عکس

گروه تروریستی داعش مجلل‌ترین هتل شهر موصل در شمال عراق را که از 10 ماه پیش بسته شده بود، پس از تغییر نام به «الوارثین»، بازگشایی کرد/داعش اولین هتل خود را افتتاح کرد (+عکس)

 

داعش اولین هتل خود را افتتاح کرد+عکس

به گزارش ایسنا، العالم به نقل از روزنامه اینترنتی رای الیوم نوشت: یکی از کارمندان هتل (Nineveh Oberoi) یا هتل بین‌المللی نینوا تایید کرد که گروه تروریستی داعش روز جمعه از ساکنان موصل خواست تا در مراسم بازگشایی این هتل حضور یابند؛ این هتل جزو املاک خصوصی است و در رده هتل‌های 5 ستاره قرار دارد و پیشتر باشکوه‌ترین هتل موصل و از جمله هتل‌های مجلل در سطح کشور به شمار می‌آمد.

 

وی افزود: داعش پس از تغییر نام هتل به، «الوارثین» و انجام برخی تعمیرات لازم برای استقبال از مهمانان، آن را بازگشایی کرد.

 

این هتل‌دار خاطرنشان کرد: گروه تروریستی داعش روز گذشته مراسمی برای بازگشایی هتل برپا کرد و برخی عناصر و سرکردگان گروه تروریستی داعش در این مراسم شرکت کردند.

 

وی اظهار کرد: بنا به برخی تصاویری که هواداران گروه تروریستی داعش در شبکه‌های ارتباط اجتماعی منتشر کردند و خبرنگار خبرگزاری "آناتولی" از آنها مطلع شد، دهها نفر از مردان ساکن موصل به همراه خانواده‌های خود در این مراسم شرکت کردند و کودکان در باغ‌های آن به بازی مشغول شدند.

 

هتل (Nineveh Oberoi) یا هتل بین‌المللی نینوا در سال 1986 افتتاح شد. این هتل 11 طبقه دارد و در ناآرامی‌های امنیتی عراق در سال 2003 میلادی به سبب اشغال این کشور به دست نیروهای آمریکایی، در معرض غارت قرار گرفت.

 

نیروهای آمریکایی از این هتل به عنوان مقر موقت خود استفاده کردند تا اینکه بار دیگر راه‌اندازی شد؛ اما با تسلط گروه تروریستی داعش بر موصل در 10 ژوئن گذشته، بار دیگر به مدت 10 ماه بسته شد تا اینکه روز گذشته بازگشایی شد.

لاله های گچسر + گزارش تصویری

شانزدهمین جشنواره باغ لاله های گچسر

گران ترین پنت هاوس ها در تهران

گران ترین پنت هاوس ها در تهران 

محدوده فرمانیه و جردن واقع در منطقه 1 و2 تهران با بیشترین میزان نرخ اجاره رکوددار گران ترین مناطق شدند.

 شبکه نیوز / بازار مسکن واحدهای مسکونی با متراژ های بالا بی رونق است و بسیاری از مستاجران از گران بودن این واحدها گلایه مند هستند. براساس این گزارش واحدی 250 متری 4 خوابه واقع درمنطقه جردن ،جهان کودک 230 میلیون تومان رهن کامل گذاشته شده است. درهمین راستا واحدی 240 متری 3 خوابه دارای 2 پارکینگ در منطقه فرمانیه 300 میلیون تومان رهن کامل ، گذاشته شده است. براساس این گزارش واحدی 230 متری 4 خوابه واقع در منطقه ونک محدوده خدامی 250میلیون تومان رهن است

همچنین واحدی 250 متری 4 خوابه دارای 2 پارکینگ واقع در فرمانیه شرقی 40 میلیون تومان ودیعه و ماهانه 7 میلیون تومان اجاره گذاشته شده است. براساس این گزارش واحدی 300 متری واقع در محمودیه با پارکینگ مجزا 500 میلیون تومان رهن کامل گذاشته شده است. در همین راستا واحدی 300 متری سه خوابه واقع در منطقه فرشته 450 میلیون تومان رهن کامل گذاشته شده است. بر همین اساس گزارشات میدانی نشان می دهد؛ که منطقه 1 و 2 در محدوده فرمانیه گران ترین میزان اجاره را در متراژ های بالا به خود اختصاص داده این در حالی است که با نزدیک شدن به فصل نقل وانتقال به گفته خود رییس اتحادیه املاک نرخ اجاره رشد 10 درصدی خواهد داشت.

دختر10 ساله خواهرش را به دنیا آورد/عکس   

شرایط اورژانسی حاد یک مادر در حال زایمان و خطر مرگ او و نوزادش سبب شد تا دختر دیگر وی که تنها 10 سال سن دارد به یاری مادر و خواهرش بشتابد

شبکه نیوز / دختر 10 ساله انگلیسی که کمک‌های اولیه را در مدرسه یاد گرفته بود و مستندهای پزشکی را از طریق کامپیوتر نگاه کرده بود به نجات جان مادر خود و نوزاد دختر بدنیا آمده‌اش پرداخت. مادر این دختر باهوش که صاحب سه فرزند دیگر نیز است در ماه آخر بارداری به طور ناگهانی دو هفته زودتر با درد شدید و پاره شدن کیسه آب خود مواجه شد. بررسی‌ها نشان می‌دهند این دختر کوچک پس از آگاه شدن از شرایط جسمی وخیم مادر خود و درحالی که پدر وی در حال تماس با اورژانس برای آمدن آمبولانس بود به کمک مادر خود شتافت و پس از بدنیا آمدن نوزاد به سرعت بند ناف نوزاد را پاره کرده به او تنفس داده است.


در حالی که پدر همچنان سعی در تماس تلفنی داشته دختر کوچک خواهر خود را در میان یک حوله پیچیده و به مادر خود تحویل داد. پس از حدود 10 دقیقه آمبولانس بیمارستان به خانه رسیده اما تنها به انتقال مادر و نوزاد به بیمارستان برای انجام معاینات بیشتر پرداخته وگرنه کودک بدنیا آمده بود. مادر این کودک جان خود و فرزند تازه‌اش را مدیون ذکاوت و شجاعت کودک 10 ساله خود دانسته و به او افتخار می‌کند. در حال حاضر مادر و کودک هر دو از سلامت مطلوبی برخودار هستند.

سونامی دروغگویی!     

شبکه نیوز / «کیهان» در سرمقاله شماره امروز خود به قلم«حسین شمسیان» نوشت:

سونامی دروغگویی!

سونامی دروغگویی!

از ابتدای دولت یازدهم هشدار‌های فراوانی درباره نفوذ یک جریان بدنام با آلودگی‌های متعدد سیاسی و مالی از سوی دلسوزان داده می‌شد اما این هشدار‌های مشفقانه کمتر شنیده شد و بیشتر به رقابت سیاسی تعبیر شد!


شبکه نیوز /«کیهان» در سرمقاله شماره امروز خود به قلم«حسین شمسیان» نوشت:

در کنار آنچه گفته شد، باید به این مهم نیز اشاره‌ای گذرا کرد که  یکی از شگردهای رایج در بین برخی جریانات سیاسی، فرار از پاسخگویی به مطالبات مردم با «ماندن در گذشته» و بزرگ‌نمایی مشکلات و نابسامانی‌های پیشین است. این ترفند معمولا  در شرایطی بکار می‌رود که مردم از جریان دست‌اندرکار انتظار حل مشکلات و پاسخگویی به نیازهاشان را دارند و آنها برای این درخواست‌ها برنامه و توانی ندارند. اوج این روش را هنگامی مشاهده می‌کنیم  که گروهی، با نفوذ در میان برخی دولتمردان، سعی در بدست آوردن سهم بیشتری از حاکمیت و بسط قدرت خود بدون التزام به لوازم آن باشد. این جریان دقیقا همان جریانی است که چون هنری ندارد، حیات خود را در هیاهو می‌بیند و برای بسط قدرتش، به جای برنامه‌ریزی، به دنبال بحران‌سازی و عملیات روانی است.


از ابتدای دولت یازدهم هشدار‌های فراوانی درباره نفوذ یک جریان بدنام با آلودگی‌های متعدد سیاسی و مالی از سوی دلسوزان داده می‌شد اما این هشدار‌های مشفقانه کمتر شنیده شد و بیشتر به رقابت سیاسی تعبیر شد! در مقابل همان جریان نفوذ کرده، به جای بیم از رسوایی، هر روز دروغی تازه سر داد و با بکارگیری روزنامه‌های زنجیره‌ای و رسانه‌های اجاره‌ای، به عملیات روانی و ایجاد نگرانی برای مردم و سیاه‌نمایی از گذشته پرداخت و به تمام معنا، مصداق مقدمه این نوشتار شد. این جریان نفوذی با ماجراسازی‌های فراوان کوشید از یک سو بی‌برنامگی و بی‌هنری‌اش را پنهان کند و از دیگر سو در سایه سیاه‌نمایی علیه نظام و ایجاد دو قطبی واهی  و ترس موهوم در مردم، به خیال خود به جلب اعتماد عمومی وکسب کرسی‌های بیشتری از قدرت بپردازد و به اصطلاح برای فتح سنگر به سنگر گام بردارد! اما چند روز گذشته را باید ایام طوفانی رسوایی‌های متعدد برای این جریان دانست. فضاحت‌هایی که هریک به نحوی تشت رسوایی آنها را از بام فرو افکند و دستشان را برای مردم رو کرد.

 

به این چند نمونه توجه بفرمایید:


1- بدون شک ماجرای مشهور و پرهیاهوی «بورسیه‌ها» یکی از مهمترین و بزرگترین دروغ‌های یک سال و نیم گذشته است که مدت زیادی از وقت ارزشمند کشور را به خود مصروف ساخت و باعث ایجاد بدبینی در جامعه و بی‌آبرویی جامعه دانشگاهی و فرهیخته کشور شد. فراموش نمی‌کنیم تیتر‌های آتشین و حساب شده رسانه‌های زنجیره‌ای را که از یک مرکز فرمان واحد تنظیم و در چند رسانه منتشر می‌شد  و البته هزاران کیلومتر آنسو‌تر در رسانه‌های ضد انقلاب هم پوشش داده می‌شد!

 

مجلس،دیوان محاسبات، سازمان بازرسی کل کشور و... در این امر وارد شدند و کمیته‌ای متشکل از برخی از این نهادها و به همراه برخی مسئولان وزارت علوم برای بررسی و اعلام حقیقت مشغول کار شد. هزاران نفر ساعت کار کارشناسی شد تا اینکه هفته گذشته گزارش کمیسیون مربوطه در مجلس شورای اسلامی، دروغ بودن هیاهوها را اعلام کرد! اما خبری از مدیران دروغ‌پرداز و آنها که به دروغ خود را نگران اعتبار علمی کشور نشان می‌دادند نیست و آنها که روزگاری کل نظام را با این دروغ بزرگ زیر سوال برده بودند، جرات عذرخواهی از مردم و دانشجویانی که آبرویشان رفته را ندارند!


2-کشف و رونمایی از پرونده‌های متعددی که در هیچ محکمه‌ای مطرح و اثبات نشده، ویژگی دیگر این جریان دروغگو و هوچی است. هر هفته اعداد و ارقامی بدون کوچکترین مستندی از سوی برخی مسئولان دولتی اعلام می‌شد و جریان مرموزی، موریانه‌وار ستون‌های اعتماد مردمی را می‌جوید و تلاش می‌کرد  به مردم اینگونه القا کند که به هیچ‌کس و هیچ دستگاهی نمی‌توان اعتماد کرد! گاهی آمار کشفیات انها آن‌قدر عجیب می‌شد که مسئولان عاقل‌تر مجبور به اصلاح آن می‌شدند مثلا وقتی یکی از مسئولین دولتی از کشف فساد 12 هزار میلیارد تومانی خبر داد، بلافاصله برخی دیگر نسبت به آن واکنش نشان داده و آن عدد را رد کردند و البته اندکی بعد معلوم شد 12 هزار میلیارد تومان مورد نظر، 70 میلیارد تومان بوده که آنهم از متخلفین بازپس گرفته شده بود! یعنی یک اختلاف کلان یازده هزار و نهصد و سی میلیارد تومانی در ادعای دروغ مطرح شده با واقعیت وجود داشت! اما این همه ماجرا نبود و دو اتفاق دیگر هم افتاد! از یک سو  کشف فساد شگفت‌انگیز بیش از 9 هزار میلیارد تومانی توسط نمایندگان مجلس در دوره کوتاه مدیریتی دولت یازدهم (تنها در دو مورد رانت) که به درستی میزان صداقت آنها در مبارزه با فساد را نشان داد. از سوی دیگر وقتی قوه  قضائیه طبق رسالت قانونی به برخی از این پرونده‌ها ورود کرده و عوامل آن را محکوم و اعدام کرد، انتظار این بود که مدعیان پاک‌دستی از این اقدام قوه قضائیه خرسند شده و تقدیر بعمل آورند، اما چنین نشد! به عنوان یک نمونه واضح، اخیرا صادق ز، یکی از حامیان مشهور دولت به مرثیه‌سرایی برای یک مفسد معدوم اقتصادی پرداخته و به او لقب نخبه اقتصادی داده و او را هم رده با بیل گیتس و استیو جابز دانسته است! آین آقای دکتر که خود را متخصص در تمامی امور کائنات دانسته و درباره همه چیز  اظهار نظر می‌کند در این باره گفته او یک کارآفرین بزرگ بود که بیست هزار کارمند داشت و معمولا(!) این قبیل آدم‌ها اهل فساد اقتصادی نیستند و قوه قضائیه نباید او را اعدام می‌کرد بلکه وی شایسته تقدیر هم بوده است!

 

او به دهها فساد غیرقابل انکار و مستند وی که با هزاران صفحه پرونده و سند به اثبات رسیده اشاره‌ای نمی‌کند و به راحتی عزم قوه قضائیه در مبارزه قاطع با مفسدان را با خیالبافی‌های جهت‌دار زیر سوال می‌برد! اظهارات این آقای دکتر بخوبی گویای بسیاری از مسائل و ماجراها در هیاهوی مدعیان مبارزه با مفاسد اقتصادی است. ظاهرا آنها عکس‌های بابک زنجانی را با برخی بزرگترهایشان فراموش کرده‌اند و جوایزی که آنها به عنوان کارآفرین نمونه و صادر‌کننده موفق به وی داده‌اند! یا فراموش نکرده‌اند اما بخاطر کمک چند میلیاردی او به ستاد انتخاباتی‌شان مجبور به زدن نعل وارونه‌اند! یا فراموش کرده‌اند فلان مفسد اعتقادی و اخلاقی که اخیرا محکوم به اعدام شده چه رقم هنگفتی به ستاد انتخاباتیشان کمک کرد و...!


3- بحث پول‌های کثیف که از اسفند سال پیش ناگهان سپهر سیاسی کشور را دربرگرفت نیز از این جمله است. پس از آنکه وزیر کشور سخنان عجیب و غریب و غیرمستندی در این باره گفت، به ناگاه اتاق فکر جریان نفوذی به رسانه‌های اجاره‌ای فرمان آتش داد و در کوتاه زمانی هر که هر عقده‌ای از نظام اسلامی داشت در قالب مصاحبه و گفتگو بیرون ریخت و چنان تصویر نمودند که فرایند مردمی، افتخارآمیز و عزتمند انتخابات در ایران (که همه دولت‌ها و مجالس با گرایش‌های مختلف از آن سر برآورده‌اند) به نحوی وابسته و آلوده به پول‌های کثیف ناشی از قاچاق مواد مخدر بوده است! وزیر دادگستری هم در این معرکه وارد شد و ادعاهای غیرمستندی در این باره مطرح کرد! تیتر هر روز روزنامه‌ها، پول‌های کثیف بود و از لیست‌های متعدد و فهرست‌های مختلف نام برده می‌شد! اما وقتی وزیر کشور مجبور شد در مجلس حضور یابد و بی‌پرده و بی‌پروا حقیقت را بگوید و رسما اعلام کند؛ فقط در این باره هشدار داده و هیچ پول کثیفی در کار نبوده است، ناگهان همه ساختمان خیالی و پوشالی دروغگویان فرو ریخت و رسوایی برایشان بجا ماند! اما بازهم ماجرا تمام نشد!

 

آنها که ابتدا مخالف وزارت رحمانی فضلی بودند و او را نفوذی می‌دانستند، ابتدا نهایت بهره‌برداری را از او کرده و بیش از نود درصد فرمانداران را عوض کردند سپس روی موج سخن خلاف واقع او موج‌سواری تمام و کمال کردند و... حالا که باید پس از اقرار وزیر، از مردم عذرخواهی کنند، پروژه عبور از او را کلید زده و از  رئیس‌جمهور می‌خواهند وزیری شجاع! برای وزارت کشور منصوب کند! از نظر آنها، آدمی هرچه دروغگو‌تر و بی‌شرم‌تر باشد و هرچه بیشتر ارکان اعتماد جامعه‌اش را ویران کند ،شجاع‌تر است! یاشاید با خبر شده‌اند که وزیر کشور در تحقیقات و بررسی‌هایش به قبیله آنها رسیده و رد پول‌های کثیف را در خانه آنها یافته و دیگر صلاح نیست او در آن کسوت بماند چرا که او دیگر زیاد می‌داند!


اینها فقط چند نمونه مختصر از موارد فراوان  سیاه‌نمایی‌های ایام اخیر است که علیرغم دروغ بودن، تاثیر منفی و تلخی بر باور مردم گذاشته است. بگذریم از اینکه نخستین تاثیر مستقیم آن بر خود دولت یازدهم بود و مردم با کسانی که به جای خدمتگزاری به آنها سیاه‌نمایی را سرلوحه کار خود قرار داده بودند، معامله‌ای در حد «رفراندوم حذف یارانه‌ها» انجام دادند تا عبرتی باشد برای دروغگویان ...


 اما ریشه این ماجرا چیست و چرا جمعی به هر قیمت در صدد تخریب گذشته کشور و ترساندن مردم هستند!؟ در یک پاسخ ساده و روشن باید دو عامل را منشأ این رفتار دانست؛ نخست آرزوهای انتخاباتی و دوم بی‌برنامگی در امور کشور. توضیح مختصر آنکه مسئولان مهمی از دولت به جد درگیر انتخابات مجلس آتی شده و وقت و توان خود را برخلاف قانون و شرع  مصروف آن می‌نمایند.

 

از جلسه و دیدار انتخاباتی محمدرضا عارف با  رئیس‌جمهور که خبر آن توسط وی و تحت عنوان دیدار انتخاباتی در رسانه‌ها منتشر شد تا حضور معاون اول رئیس‌جمهور در جمع حزب کارگزاران سازندگی و ایراد سخنان عجیب انتخاباتی و سپس توجیهات سخنگوی دولت درباره جواز فعالیت انتخاباتی دولتی‌ها، همگی این گزاره را تصدیق می‌کند که ظاهرا پیروزی در انتخابات آتی، برای دولتمردان بسیار مهم‌تر از انجام مسئولیت‌ها تعریف شده و رسیدگی به نیازهای مردم است!

اما اگر کسب پیروزی دولتمردان در انتخابات مجلس -  به رغم ممنوعیت قانونی جانبداری دولت از یک جریان انتخاباتی- در سایه موفقیت‌های اجرایی و انجام خدمات و به ثمر نشستن زحمات و حصول نتیجه مثبت در زندگی مردم باشد، ممکن است بتوانند خلاف قانون بودن آن را توجیه کنند، اما مشکل آنجاست که نفوذی‌ها برنامه‌ای برای اقتصاد و معاش مردم ارائه نکرده و نمی‌کنند، براساس آمار رسمی واردات را افزایش داده‌اند، به قول خودشان برای کارگرهای چینی اشتغال ایجاد کرده‌اند!

 

در مقابل برای  اشتغال جوانان ایرانی برنامه جدی و امیدوارکننده‌ای ندارند، مسکن مهر را تعطیل کرده و رسما آن را برنامه‌ای «مزخرف» نامیده‌اند، در نتیجه تعطیلی مسکن مهر، صدها رشته و صنعت مرتبط تعطیل شده و رکود نگران کننده‌ای بر صنایع گوناگون حاکم شده است و... در چنین شرایطی آنها امیدشان از رسیدن به صندلی‌های مجلس کم می‌شود!

 

پس هیاهو، دروغ، جنجال و سیاه‌نمایی در دستور کار قرار می‌گیرد و برایشان هم مهم نیست که بر سر اعتماد عمومی و آرامش جامعه چه می‌آید؟! اما ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند و ناگهان در یک هفته، سونامی رسوایی به راه می‌افتد و چند پروژه سیاه‌نمایی، رسوا می‌شود!

خانم بازیگر ۶۱ساله‌ راننده تاکسی شد+عکس

بازیگر، منشی، مترجم و راننده تاکسی همه این‌ها عناوینی است که دریک خانم ۶۱ ساله خلاصه می‌شود تا بهانه‌ای شود برای اینکه پای حرف‌هایش بنشینیم.

 
 
 
شبکه نیوز/ یک چهره خندان و آشنا با روپوش زیتونی و عینک دودی سبز و کلاه سبز و تقریباً خیلی چیزهای سبز که قرار است با تاکسی سبزش هماهنگ شود.

آنقدر باهیجان صحبت می کند که کمتر می شود توی حرفهایش پرید و بحث را به سمت دیگری کشاند. به قول خودش آنقدر مسئله و حرف دارد که برای گفتنش باید ساعت ها حرف بزند و تعریف کند. 

برای همین است که  قرار مصاحبه کوتاهمان تبدیل به یک مصاحبه مفصل 3 ساعته می شود. مصاحبه ای توی یک تاکسی سبز که دورتادور شهر می چرخد و بارها در ترافیک گیر می کند و «مینو شیخان» مجبور می شود بارها سرش را از پنجره بیرون ببرد و به پلیس های حواس پرت و رانندگان متخلف تذکر بدهد. تذکری که آقای پلیس سر راهمان را عصبانی می کند و تهدید می شویم به یک جریمه آن هم به خاطر گزارش دادن یک تخلف در آن سر خیابان!


* 18 سالگی دور اروپا را گشتم

آنقدر حرف هایمان زود گل می اندازد که سریع ایست می کنیم تا خانم شیخان یک بار همه چیز را از اول تعریف کند. از تاریخ 5 مرداد 1332 که زندگی اش آغاز می شود و به قول خودش با تولدش جنگ کره شمالی و جنوبی بالاخره تمام می شود. 

متولد تهران است و نیمه شمالی شهر. پدرش یکی از اولین مهندس های فرانسه درس خوانده نفت پالایشگاه آبادان بوده و مادرش هم از اولین مدرسان زبانکده ملی.

به خاطر همین انگلیسی و فرانسه را از بچگی از بر بوده و توانسته دیپلمش را در رشته منشی گری با زبان فرانسه بگیرد. 

بعد از آن برای تفریح به ایتالیا و برای تحصیل به لندن می رود تا مسافرت هایش را آغاز کند. « 18 ساله  بودم که یک تور اروپا رفتم جالب است بدانید که این سفر فقط 6650 تومان خرج برداشت، همراه صبحانه، ناهار و شام» بعد از تحصیل در انگلستان به ایران می آید و تحصیلش را در رشته مدیریت عمومی در شعبه دانشگاه هاروارد در ایران ادامه می دهد.

«من در لندن مهارتهایی مانند « short hand» و « استنوگرافی» را آموزش دیده بودم  که یک چیزی شبیه «مورس» است اما بعد از سریال «فوق سری» که عید پخش شد خیلی از مردم با مورس آشنا شدند. 

چیزی که من 40 سال پیش می شناختم. آن موقع ها من به خاطر اینکه زبانم خوب بود دوره ای که سه سال و نیم طول می کشید را دو ساله تمام کردم چون نیاز نداشتم که ابتدا مراحل آموزش زبان را بگذرانم»

 

* با افتخار گفته ام من مسلمان و شیعه هستم

بعد از تحصیل به خاطر چند زبانه بودن خیلی از شرکت های لندنی خواستند استخدامش کنند اما چون از خانواده دور بود نتوانست طاقت بیاورد و به ایران برگشت.

«در یک سفر که همراه خانواده م به آمریکا رفتیم حتی عمویم به من پیشنهاد کار داد که با حقوق خیلی بالایی در جای مشغول شوم چون چندزبانه بودن در شرکت های بزرگ خیلی مهم است و حاضرند برای منشی های چندزبانه مبلغ های زیادی اختصاص بدهند اما من بازهم نماندم و به ایران بازگشتم. آن موقع ها سنم خیلی کم بود آمریکا هم کشور ترسناکی بود شما در تهران ممکن است بتوانید تا 3 بعد از نصفه شب در خیابان باشید اما در آمریکا از 6 بعد از ظهر به بعد شهر ترسناک می شود. برای همین برگشتم و در ایران منشی «جنرال موتورز» شدم. من منشی خیلی از شرکت های بزرگ مثل «زیمنس»، «بی بی سی»، «آ اِ گ»  بودم.» 

خانم شیخان آنقدر فعال بود که وقتی با همسرش تصمیم گرفت به آلمان برود آلمانی ها اقامت را به خاطر خانم شیخان دادند. «وقتی درخواست اقامت من را پذیرفتند به من گفتند که شما تحصیل کرده و چند زبانه هستید و کشور ما به رشته شما خیلی نیاز دارد و بسیارصادقانه حرف می زنید. من وقتی از آلمان درخواست اقامت کردم با افتخار گفتم من مسلمانم و شیعه هستم متاسفانه بسیاری از ایرانی ها برای گرفتن اقامت کشورهای مختلف کارهای زشتی انجام می دهند. لباس های نامناسبی می پوشند و رفتارهای زننده ای از خود نشان می دهند. بیشتر این آدم ها فراری، خلافکار درووغگو هستند. اما من صادقانه گفتم که جمهوری اسلامی هیچ تجاوز و یا ستمی به من نکرده، هیچ آسیب روح و روانی هم ندیدم کسی هم به من آزاری نرسانده در کشور خودم هم کار دارم که اگر به من اقامت ندهید مستقیم می روم سرکارم. اما بعضی برای گرفتن اقامت هر دروغی را به هم می بافند و هرکاری می کنند که فقط بروند.»

 

* خارج رفتن خوشبختی نمی آورد

مینو شیخیان 25 سال از عمر خود را به تناوب در کشورهای مختلف گذرانده است و حالا تفاوت کشورها را باهم خوب می شناسد. توی تاکسی اش هم همیشه اخبار را دنبال می کند و برای خودش در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب نظر است. 

از طرفداری از رئیس جمهور سابق گرفته تا اظهارنظر در مورد عملکرد شهرداری و راهنمایی رانندگی. خانم شیخان کنار تمام خاطرات و حرف هایش مدام اسم دخترش «صدف» را تکرار می کند به طوری که یک بار با صدای کشیده ای می گوید. 

«صدف نیست اگر صدف نباشد من لال می شوم و نمی توانم حرف بزنم» وقتی می پرسیم خیلی ها فکر می کنندکه اگر مهاجرت کنند زندگی شان تکمیل می شود بلافاصله سرش را محکم به نشانه «نه» تکان می دهد. 

«دروغ مطلق است که هرکس برود خارج از کشور، خوشبخت می شود. زندگی در خارج از کشور کار هرکسی نیست. شما اول باید بروید اقامت آن کشور را بگیرید که این کار اصلا کار آسانی نیست و باید شرایط شما طوری باشد که آن کشور مشخصات شما را بپذیرد. بعد از آن باید اجازه کار بگیرید که در اینصورت باید اقامت دائم داشته باشید. وگرنه باید بروید کار غیرقانونی انجام دهید که اصطلاحا به آن کار سیاه گفته می شود. آنجا هم کسی که کار سیاه انجام بدهد را با صاحب کارش اخراج می کنند. قدیم تر ها مد بود که بچه هایشان را بفرستند لندن و بعد آمریکا، الان چند سال است آلمان رفتن مد شده و همه می خواهند بروند فرانکفورت، شما تا  اگر در آلمان زبان آلمانی بلد نباشید هیچ کاری به شما نمی دهند. زبان هم بلد باشید باید دوره هرکاری را ببینید.» 

بعد از 11 سپتامبر زندگی در آلمان برای مهاجرها سخت شد آن زمان خانواده اش هم به بهانه تقسیم ارثیه مدام زنگ می زدند و مجبور شد که به ایران برگردد اما برای برگشت مجدد به آلمان نباید بیشتر از 4 ماه در ایران می ماند و همین موضوع  باعث شد برای همیشه در ایران بماند ولی از کشور ژرمن ها طوری حرف می زند که انگار وطن دومش آنجاست.

* از تکنولوژی خوشم نمی آید

از اول یک پایش هم تئاتر بوده اما به علت کارهایی که انجام می داده رهایش می کند. قبل از اینکه به آلمان برود به پیشنهاد برادرش برای فیلم روز واقعه تست می دهد و قبول می شود اما از ترس وجود مار سر صحنه همه چیز را رها می کند و به آلمان می رود. 

بعد از برگشت به ایران هم دوباره سراغ تئاتر می رود اما به علت مشکلات عجیب و غریب گروهشان که مربوط به محل تمرین بوده، تئاتر روی صحنه نمی رود. اما بعد از چند کار تلویزیونی، دراولین فیلم سینمایی اش «ازدواج به سبک ایرانی» حسن فتحی بازی می کند. «بی وفا»، «من همسرش هستم»، «دهلیز»، «فاصله ها» و کلی تله فیلم و تیزر دیگر از جمله کارهایی است که خانم شیخان در قالب بازیگری در آنها ظاهر شده است. 

از هرکدام شان هم کلی خاطره های ریز و درشت دارد. «من دوره فیلمبرداری هم دیدم اما اصلا دوستش نداشتم چون آدم باید همیشه در داشتن تجهیزاتش به روز باشد و هر روز یک مدل جدیدتر می آید و آن یکی از مد می افتد به نظرم همه این ها زباله های الکتریکی است که فقط آدم را کلافه می کند.» 

وقتی این جمله ها را می گوید با حساسیت زیادی درباره مخالفتش با تکنولوژی می گوید. شیخان حتی از حرف زدن با موبایل خوشش نمی آید و می گوید: «من 40 سال پیش کامپیوتر IBM داشتم اما این اعتیاد جوان ها به موبایل و اینترنت را که می بینم حالم بد می شود و از همه این ها منفرم می شوم.»

* مسافرها از روی صدایم مرا می شناسند


چند ساعتی است حرف زدیم اما هنوز سوال اصلی را نپرسیدیم که چرا سراغ تاکسی داری رفته است. سوال به اینجا که می رسد آینه اش را تنظیم می کند، سرش را می چرخاند و می گوید: «من تلویزیون ایران را همیشه تماشا می کردم. اواخر حضورم در آلمان در اخبار دیدم که تاکسی در ایران راه افتاده که فقط مخصوص زنان است از این ایده خوشم آمد و بعد که ایران آمدم پیگیرش شدم وقتی به همه می گفتم که این خبر را در آلمان شنیدم باور نمی کردند. پیگیر شدم و این تاکسی را برای خودم خریدم و مشغول شدم. من گردن درد زیادی دارم جالب است بدانید که بعضی مسافرانم حتی مرا با گردنبند طبی و عینک دودی شناخته اند. یک بار یکی از مسافرها من را از پشت عینک و گردن بند طبی با صدایم شناخت و حتی سریع اسم فیلم دهلیز را آورد و من خیلی تعجب کردم.» 

خانم شیخان طرفدار پروپاقرص سخنرانی های آقای قرائتی و شهاب مرادی است و هرچند وقت یکبار اسمشان را می آورد و حرفی نقل می کند. زندگی مینو شیخان پر است از علاقه های عجیب و غریب که تقریبا پی گیر همه شان بوده از علاقه اش به رالی و شرکت در مسابقات اتومبیل رانی تا آرایشگری و سیرک و کارکردن در یکی از پارک های آلمان. همه این ها دنیاهای مختلفی است که در یک زن جا شده و او توانسته سراغ هرکدامشان برود و طعمشان را بچشد. در حین مصاحبه حرف از آدمهای مختلفی به میان می آید که شیخان درباره شان رک حرف می زند و احساساتش را بیان می کند و همین بیان احساسات بارها حرف های دیگری را پیش می کشد تا مصاحبه گاهی اوقات شبیه درد دل های زنانه شود.

تصاویر/ مادربزرگ اوباما به مکه رفت

مادربزرگ رئیس جمهوری آمریکا که در روستایی در شمال کنیا زندگی می‌کند به مکه سفر کرد.

تصاویر/ مادربزرگ اوباما به مکه رفت
تشبکه نیوز / مادربزرگ رئیس جمهوری آمریکا که در روستایی در شمال کنیا زندگی می‌کند به مکه سفر کرد.
خبرگزاری فارس: تصاویر/ مادربزرگ اوباما به مکه رفت
 

ابنا خبر داد: «ساره عمر» مادربزرگ «باراک حسین اوباما» رئیس جمهوری آمریکا برای دومین بار در عمرش، به مکه سفرکرد.

 

دل‌نوشته‌ای از یک شهروند ساروی

شبکه نیوز / از اعضای شورای شهر که هیچ انتظاری نمی توان داشت چون ساری شورای شهر ندارد و آنها پرسنل چشم و گوش بسته شهرداری هستند و اجازه ندارند با بازماندگان این حادثه اظهار همدردی کنند/ اگر فرزندان شما در بلوار خزر در جوی آب و مرکز فرماندهی گردشگری دنیا غرق می شدند آیا بازهم سکوت را چاره کار اعلام می کردید؟

دل‌نوشته‌ای از یک شهروند ساروی


دل‌نوشته‌ای از یک شهروند ساروی


این چند ایام هم سپری می شود و شما در برابر تاریخ این شهر و وجدان خود که اگر دارید، چه پاسخی خواهید داد!؟!


در پی بروز حوادث تلخ در ساری و جان باختن دو خردسال در این شهر، یکی از کاربران بصیرآنلاین با ارسال مطلبی از رفتارهای مسئولان انتقاد کرد.

به گزارش این شهروند در مطلب ارسالی خود آورده است:

بزرگترین ظلم در حق قربانی این حادثه این است که همه از مرگ او قصد بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی دارند و همه جریان ها و عناصر مسئول هم مدعی هستند که مرگ این نونهال را همچون مرگ نوجوانی که چندی قبل در بلوار خزر غرق شد نباید رسانه ای کرد.

یک سوأل از همان عضو شورای شهر دارم آیا اگر این فوت شده فرزند شما بود بازهم می گفتید که سکوت اختیار شود؟

 این چند ایام هم سپری می شود و شما در برابر تاریخ این شهر و وجدان خود که اگر دارید ، چه پاسخی خواهید داد؟ این اتفاق در داخل شهر صورت گرفت اما مسئولین و متولیان امر در کشف جسد و نجات این نونهال عاجز بودند.

شما برای پدربزرگ یک رجال سیاسی دهها بنر ده متری در همه رسانه ها به نام تسلیت منتشر کردید اما در مرگ یک نونهال هم در چند ماه قبل هم در چند روز گذشته روزه سکوت گرفته اند.



 آقای فرماندار - آقای استاندار ، نمایندگان مجلس حداقل شما سکوت نکنید امام جمعه محترم ساری هم نباید در این مورد بی تفاوت باشد و در برابر این ظلم آشکار رهنمود ارائه کند.

از اعضای شورای شهر که هیچ انتظاری نمی توان داشت چون ساری شورای شهر ندارد و آنها پرسنل چشم و گوش بسته شهرداری هستند و اجازه ندارند با بازماندگان این حادثه اظهار همدردی کنند.

 خداوند به خانواده این متوفی صبر عطا کند و به مسئولین ما هم وجدانی بیدار تا در برابر جان یک شهروند این همه بی تفاوت نباشند.

اما واقعاً تا چه زمانی باید مردم ساری اخبار غرق شدن شهروندان را در رودخانه تجن بشوند ؟ ما باید این رودخانه را مورد حفاظت قرار دهیم تا در موقع استفاده مردم حادثه آفرین نباشد .

بنده بیش از این از سهل انگاری مسئولین کم کار مطلبی مطرح نمی کنم اما خطاب به مسئولین استان مازندران و شهرستان ساری این جمله را متذکر می شوم اگر فرزندان شما در بلوار خزر در جوی آب و مرکز فرماندهی گردشگری دنیا غرق می شدند آیا بازهم سکوت را چاره کار اعلام می کردید؟

 از همه مسئولین انتظار می رود حداقل یک مراسم یادبود برای این دو عزیز برگزار کنند و نگویند به ما ارتباطی ندارد.

شما مسئولی که مدعی هستید پدربزرگ معنوی و آقای سالار و غرور و افتخار بشریت هستید، همانگونه که برای زحمات یکی از بستگان جهت تهیه نان صبح صبحانتان گریه کردید، برای همدردی با این خانواده داغدار لااقل به وظیفه خود عمل کنید.

عکس/ جاده کندوان چالوس زیباترین جاده ایران

جاده کندوان چالوس، زیباترین جاده کشور+ عکس